عشق آسمانی
امروز روز تولد منه... هفتم اسفندماه... نمی دونم چرا مثل سالهای گذشته هیجانی ندارم... واقعا نمی دونم.... نمی دونم چی باید بگم؟؟؟ واقعا نمی دونم.... فقط می دونم که خسته ام.... دلم گرفته... دلم پره... دلم داره از این همه غصه ودرد میترکه.... شاید به خاطر تموم شدن این ماه عزیز بود... نمی دونم ... واقعا نمی دونم دوستی خوبم.... از این همه مشکلات زندگی خسته شدم... از اینکه میبینم................... خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی... ازهمه چیزخسته ام... ازاشکهام... ازگونه های خیسم.... ازخنده هام که طعم تلخی دارن!!! خداجونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم... کمکم کن... خسته ام.. فقط همین!!! دیگه نمیدونم بایدچیکارکنم... دیگه خسته شدم ،درمونده شدم... دیگه نمیدونم بایدچه جوری خداروصداکنم... دیگه نمیدونم بایدکدوم نت موسیقی روبرای بهتررقصیدن انتخاب کنم... خدایافقط اینومیدونم میخوام باتوباشم جهنم وبهشتش فرقی نداره ،آخه حس میکنم اگه باتوباشم جهنمم خودش واسم یه بهشت... واژه ها دارن بازیم میدن، خدایامن همونیم که واژه هاروبازی میدادم... خسته ام خدا ،خسته... نمیدونم دیگه بایدباچی خودموگول بزنم... باکدوم حرف بی مزه ای به ظاهرلبخندبزنم... اصلا نمیدونم به بهونه ی کی واسه چه کسی گریه میکنم... دیگه نمیدونم هیچی نمیدونم... نمیدونم چه جوری بایدحرف بزنم تابفهمن کیم؟؟؟ نمیدونم...به خدا نمیدونم....به خودت قسم خدا هیچی نمیدونم... فقط کمکم کن...کمک... ای عشق آسمانیه من...نگاهی کن به ماه آسمانت... همین!!! میدانم برای که میخواهم بنویسم،اما... امااوآنقدرخوب است که واژه هاشرمشان میشود، بیایندتاجمله ای برای اوبگویند،به راستی زهرابهترین وبرترین مخلوق خداست... زهرای نازنینم،عزیزم،خوبترینم... میبینی!!! میبینی واژه هانمیتواننددربرابرخوبیهایت بیایند... میگویندکم می آوریم چون به راستی اوزهرای زهراست... به راستی اوزهرای محمداست... اودخترپیغمبراست... اوبرترین ووالاترین بانوهاست... زهرای خوبم،گلم،مهربانم... برایم بمان تاهمیشه که اگرنباشی نوشتن وسرودن بی توهرگزنمیشه... وقتی صدایت راشنیدم، حسی مبهم درکنارگوشم زمزمه وارفریاد زدشبنم پیدایش کردی زهرایت را... دنیایت را،زندگیت را... نمیدانم ولی ایمان دارم که برای احساسم،برای دلم... توبهترین دلداری... تومیفهمی حس لطیف عاشق شدنم را،تومیدانی من پاکم چون خودت پاکی... تومیگویی من ناب نابم،اماچراکسی نیست تاکمکم کندکه برای همیشه ناب بمانم... صاف وپاک وخالص وناب تویی... من دستانی رامیخواهم که به کمکم بیایند... کمکم کن زهرای صحرای دلم... دوستتدارم گلم... ازصمیم قلبم تمام دوستداشتنهاراتقدیمت میکنم... عزیزدل شبنم!!! نمیدانم،حس میکنم هیچگاه بودنم راحس نکردی... نمیدانم، حس میکنم بااینکه برایت می نویسم بازهم نمیدانم !!! بازهم نمیدانم شناختمت یانه؟؟؟ گفتی مبهم بودن خوب نیست،پس چرابرای من مبهم بودی؟؟؟ گفتی عاشقی رانمیدانم پس چراعشق راتقدیمم کردی... گفتی خوب نیستم،اماتوراخوب دیدم... گفتی تونمیدانی چه میکنی؟؟؟ گفتم ازدلم بپرس... نگاهایم رانفهمیدی،التماس کردم که شایدنوشته هایم رابفهمی... توخودت نمیدانستی چه میکنی؟؟؟ اماآنقدرخوب بودی که خواستی به من یاددهی که چگونه خوب بمانم... نمیدانم به همان قبله ی محمدی قسم نمیدانم،هنوزهم نمیدانم که کیستی وازکجایی؟؟؟ اصلابرای چه آمدی که به آن زودی بروی!!! برایم جای سوال است؟؟؟ تمام حرفهاوگفته هایت برایم یک علامت سوال بزرگ است؟؟؟ تنهادلیل رفتنت رفتارمن نبود... تنهادلیل رفتنت رابگو،تنهاچه بود؟؟؟؟ به من بگوتورابه آن آبی آسمان که امیدبخش ترین است قسم به من بگو... بنده ی آن ثنایم که توسزای آآآآآآآآآآآآنی! من درتوچه داااااااااااااااااااانم!توداااانی! توووووووووووآآآآآنی که خوددددگفتی! وچنان که خوددددگفتی ،آآآآآآآآآآآآآآآنی! ...خواجه عبدالله انصاری... بیاجلودستاموبگیر... دستاموبگیرطوری که حست کنم... میخوام کسی مزاحم تنهاییم نشه ... میخوام کسی خلوتموبهم نزنه...جزتو... شبهای قدرنزدیکن ومن همچنان اشک میریزم وپیشوازش میروم... وای که چقدردوست میدارم این شبهارا... من دراین شبهاآرامم... آرام... اگرگریه کنم نمیگویند دیوانه است یاعاشق... اگرگریه کنم دلشان برایم مسوزدد... لیوان آبی به دستانم میدهند... سعی میکنندآرومم کنند... اماکه میداندچه میکشداین دلم... چقدراین شبهابرایم زیباست... همه میگذارندتامیتوانی گریه کنی... های وهای وهای... همه فکرمیکنندبه خاطرحضرت علی است... همه نمیدانندکه دلت شکسته است... خدایاتودیگرتنهایم نگذار... خوبید...این پست همیشه ثابت هستش...پس بعدازاین پست روبخونید... به آسمونه من خوش اومدید... اگرفهمیدی ...اگردرک کردی هیچ عشقی برترووالاترومقدس ترازعشق آسمونی نیست، همون عشق به خدارومیگم...پس بامن باش یعنی بامنوعشقم خداباش... امروز،روزخوبیه،امـــــــــــــــاغمناکه آدماش مهربونـــــن ،امامثل رنگین کمون امروز چنـــــــدرنگــــــــــــن!!! امــــــــــــــــــــــــروزوفـــــــــــــــــا کنی، فردا بی وفـــــــــــــــــــــایی... امــــــــ ــــــروزجونتوفداکـــــــــــــــــنی، آخرش فـــــــــــــــــراموشیه... امــــــــــــــروز معرفتتو نشون بــــــدی، فردابهت خیانتـــــــــ میکنن... امـــــــــــــروزمیـــــــگن:دوســـــــــــــــت دارم امروزمیگن:قول میدم تاآخرش باهات باشم،فردامیگن:خودت خواستی بدقولی کنم...!!! امروز میگن بـــــگوبه امیددیدارتافرصتی باقی بمونه،فردامیگن برای همیشه خدانگهدار!!! تداعی کننده ی خاطرات خیس باران برتن خسته ی طبیعت... ای نعمت الهی! روح لطیفت را به قطرات ظریف رحمتش بسپار... روح که صیقل پیداکند. جسم نیزآینه ی پاکی هامی شود... بی گمان زیبایی وجودت اکسیری است، ازترکیب آذین تابنده اش ورحمت بی دریغش بروجودآسمانی تو... وجودبی منتی که می دانی ازاوست!!! این شعرروبرای تووبه یادتو سروده ام... دوستدارتو:محمدآعلیــــــــــــــــــــــــــــــ ...
باورم نمیشدبچه ها که یکی هم برای من شعربگه... آقای محمدآعلی شاعرقرن معاصرهستن که شعرهای نو وزیبایی رومیگن... باورم نمیشدوقتی برام کامنت خصوصی گذاشت که چاپ شعراین ماهش تومجله ی راه زندگی برای منه... یعنی اون شعرروبرای من گفتن... داشتم دیوونه میشدم... ازهمینجانهایت تشکرروازشون دارم... اگرمایل بودیدکه شعری روکه برای من گفته واقعاتومحجله هست یانه!!! بهتون پیشنهادمیکنم بریدومجله ی راه زندگی شماره ی ۳۴۰ روبخریدوببینیددد... من که غافلگیرشدم... اولش باورنمیکردم ولی وقتی مجله روخریدم متوجه شدم.... بازهم ممنونم آقای محمدآعلی... ای همه هستیم درعالم والا ای تویی که نمی دانم،منم یاتویی؟؟!! کیستی؟ چیستی؟فقط خود دانی... یارب میخواهم تمام جانم را،روحم،روانم را... باتوپیونددهم... پیونددی آآآآآآآآآآآآسمانی!!! تورااااامی گویم:یارب! زمزمه هایم را می شنوی؟؟؟ دستانم رابگیرتافاصله هاکم شود... تاکسی به خوداجازه ی گرفتن دستانم راندهد یارب!!!به راستی زمینیها فقط شکستن رایادگرفته اند... عجب استادهایی اینهادارند!!! مرااادریاب که دراین زمین مبهم چیزی جز شکستن نیست!!! صدای دهارامیشنوی؟؟؟ چندروزیه باهام قهری... آره میدونم ازنگاهات اینومیفهمم... آخه اذیتت کردم... خداجونم ببخش!!! خداجونم بیادوباره دستاموبگیرتافاصله هاکم بشن... خداجونم خیلی دوستتدارم... همه ی اونایی که میان اینجاتورودوستدارن... خدایاباهیشکی عوضت نمیکنم... باهیشکی!!! راسته که وقتی آدمابهت نیازدارن میان سمتت.... راسته که آدماحتی وقتی به هم نیازدارن میرن سمت همدیگه... آخه چراخدا... چرااینجوریه... آدماهمونطورکه همدیگرومیبوسندطناب دارهمدیگروهم میبافند... آدمایی که تواین دنیاصادقانه دروغ میگن... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب



شبــــــــــــــــــــــــــنم![]()

خوشحال میشم باماهمگام بشی...![]()

، امروزهواپاکه اما مه آلوده...
، غروبش زیباست امادلگیره...
،فردا میــگن:پشیمونم!![]()
![]()
![]()
![]()
وایــــــــــــــــــــــــــــــ ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
صادقانه دروغ میگن![]()
| Design By : Pichak |








